توی این مدت بسیار زیاد وقت نداشتمَ بسیار بیشتر حوصله. دیشب اولین یلدای بی حافظ را تجربه کردم دیدم اتفاقی نیفتاد.
منچستر باز هم قهرمان شد. فصلی رویایی برای اون احمقی که می خواست یه همچین تیمی رو ول کنه بره رئال!
ولی حیف که از اینتر می بازیم. به زودی! پلاتینی هم با این قرعه کشی هاش گند زده به فوتبال. تیم های رده اول با هم بازی می کنن و تیم های درجه دو و سه هم با هم. این وسط تیم پپ میاد و قهرمان میشه اگرچه ازش خوشم میاد.
اما بهانه این نوشته این چیزها نبود بلکه ۳ گل خوردن من یو بود توی بازی اول!
من یو شباهت بسیاری به نشریه ما داره. هرکی پول بده ما براش کار می کنیم. اونا هم.
بنابراین و برای اینکه بازهم بتونن به آسیا بیان و از ژاپنی ها پول بگیرن ۳ گل ازشون می خورن. بعد هم برای اون جام مسخره اون ادا بازی های مسخره و خوشحالی های زورکی رو انجام می دن تا بازهم بتونن پول در بیارن. و از همه جالب تر اون پیرمرده که با بچه هاش بالا و پایین می پره. حرف اول در مدیریت همه جا رو پول می زنه. و بهتره که ما هم کمی یاد بگیریم. چرا ما یاد نمی گیریم!
پول باعث میشه .... حوصله ندارم دیگه ..... کی قراره این تنبلی من تمام بشه و ایده هام رو روی کاغذ بیارم