تبليغاتX
نوشته های نانوشته
سلام بر همه

آخر سال قدیم مرسوم است که برای سال نو در پیش دعا می کنند :

دعا که همه ۱- کمتر دروغ بگوییم.

۲-به خود اهمیت دهیم، به ارزش ها به انسانیت به بزرگی و به استعداد هایمان.

۳- کمی و فقط کمی به عقل مان بیشتر رجوع کنیم.

۴- تنبلی را کنار بگذاریم و بیشتر کار کنیم.

۵- به خودمان ایمان بیاوریم و کمتر منتظر نیروهایی از خارج باشیم.

۶- به کشف نیروهای درونی خود بپردازیم.

۷- به هم و به نظرات و عقاید هم احترام بیشتر بگذاریم.

۸- کمی به عمق برویم .

۹- بیشتر مطال کنیم و اینقدر از بی سوادی خودمان لذت نبریم.

و ۱۰- کمتر از هر سال دروغ بگوییم.

 

و همه سال خوبی داشته باشیم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 12:38 توسط من |

مادر جنده یکی از زیباترین فحش های زبان فارسی است. هم به دلیل اینکه از لحاظ معنایی یک پارادوکس ایجاد کرده و هم از لحاظ زبانی.

گوش کنید : مادر جنده. مادر که نماد و اسطوره پاکی و تمامی زیبایی ها است را به بدترین عمل در فرهنگ ما متهم می کند. این ضربه تا اعماق وجود آدم را می سوزاند و آتش میزند. به تمام وجود آزارت می دهد. اما این همه زیبایی اش نیست چرا که در تمام زبان ها این فحش وجود دارد.

مادر. علاوه بر بار معنایی زیبایی که دارد از واج های آرام و لطیف استفاده می کند. با یک صامت زیبا شروع می شود و سپس یک مصوت بلند. ما. بعد یک صامت زیبا و طیف دیگر به دنبالش یک مصوت کوتاه و در پایان صامتی که در خودش تکرار دارد که باعث صبر در پایان کلمه می شود. در. و حالا در مجموع: مادر.انگار سوار یک موج شده ای که آرام و نرم بالا و پایین می رود. و آن ر آخر این خلسه و نشئه گی را به ابدیت پیوند می زند.

بلافاصله بعد از آن با صامت ج که یکی از خشن ترین صامت ها است برخورد می کنی. در جنده دو مصوت داریم که هر دو کوتاه اند. و این ریتم تند و یکنواختی به این کلمه می دهد، بر خلاف مادر که ریتم تند و کند می شود. اما این تندی زیاد با قبلی در تضاد نیست چراکه ج این ریتم را تعدیل می کند. جنده کلمه خشنی است اما نه آن قدر که از مادر جدایت کند. از طرفی واقعا این حس را القا می کند که داری کاری می کنی.  

زیباتر از این هنگامی است که کردها و لرهااین کلمه را می گویند. آنها به طور کلی واج هایشان را با حرارت و خشونت بیشتری به کار می برند. وقتی می ویند مادر جنده چنان با حرارت است که انگار همین حالا کار طرف را ساخته اند.

زیبایی، زیبایی زبان فارسی در همه قسمت هایش هست. و من از این زیبایی هاست که لذت می برم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:14 توسط من |

دولت ایالات متحده ۷۵ میلیون دلار دیگر از کنگره برای کمک به پیشرفت دموکراسی در ایران درخواست کرده که ۵۹ میلیون دلار آن به رادیو صدای امریکا و رادیو فردا اختصاص می یابد.

به نظر من این دولت هر چقدر هم که این بودجه را اضافه کند به جایی نخواهد رسید چرا که بر روی گزینه هایی سرمایه گذاری کردهکه مقبولیت کافی ندارند. رادیو فردا که اصولا از طرف نخبگان مطرود است و رادیو صدای امریکا هم که یک مشت سلطنت طلب را ساپورت می کند. به همین خاطر است که می گویم کاش من هم یک سلطنت طلب بودم. حداقل یک پولی به دستم می رسی.

اما یک سوال که می خواستم ددر پست دیگری به آن بپردازم این است که اپوزسیون خارج از کشور می گوید که مردم ایران خواستار آزادی و "دموکراسی" اند، اصلاح طلب ها هم، علی افشاری و اکبر عطری هم در ساختمان کنگره همین را گفته اند، سکولارهای ایران هم همین را می گویند. اما آیا مردم واقعا طالب دموکراسی اند؟

یا سوال را این طور مطرح می کنم که فرض کنید همین حالا شرایط شرکت و کاندیداتوری در یک انتخابات کاملا آزاد در ایران فراهم شود.(آرزو که بر جوانان عیب نیست، هست؟) مردم ایران به کدام طیف را می دهند؟

۱- سکولارها که با میارهای واقعی دموکراسی جهانی، تنها نمایندگان واقعی آن اند. نظریه پرداز مشهور آنها در ایران اکبر گنجی است.

۲- سلطنت طلب ها که به رهبری شاهزاده! رضا پهلوی اسما به دنبال دموکراسی و قلبا به دنبال استقرار دوباره پادشاهی و در بهترین شرایط سلطنت مشروطه در ایران اند.

۳- اصلاح طلبان حکومتی مثل مشارکتی ها، مجاهدین انقلاب و امثال خاتمی و کدیور و حجاریان به دنبال حفظ و اصلاح حکومت حاکم اند، نه به خاطر دموکراسی که بارها خودشان ابراز کرده اند که دموکراسی دینی با حفظ حریم ها را خواهانند، بلکه به این خاطر که از حکومت سهمی ندارند.

۴- طیف راست سنتی مانند هاشمی و غیره که تکلیفشان مشخص است.

۵- اصولگرایان که انگار تمام هم و غم شان ظهور هر چه سریعتر امام زمان و بر پایی آن جنگ بزرگ اند.

 

مطمئنا رای مردم ایران آن طیف اول نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 11:50 توسط من |

سلام

حرف ها زیادند اما کوتاه می کنم

۱- استاد تجویدی فوت شده و این تاسف بر انگیز است. بدون شک ایران یکی از مفاخر هنر خود را از دست داده است. از این بیشتر نمی توانم.

۲- دیشب از بی بی سی شنیدم که کاوه یغمایی رفته کانادا. کارهای جدیدش را شنیدم. دارد کمی دچار تکرار می شود. از طرفی تکنیک های خوانندگی اش دارد بهتر می شود. به او امیدوارم و دوستش دارم. ظاهرا با یک خواننده کانادایی دارد هم کاری می کند که تا ۶ ماه دیگر آلبوم شان در می آید. واقعا تف به مسوولان این مملکت که امثال کاوه و شاد مهر رو می فرستند اون ور.

۳- همچنین دیشب یک کار برای هارپ (چنگ) از امیر مهیار تفرشی پور با اجرای ارکستر فیلارمونیک بی بی سی شنیدم که کار فوق العاده ای بود. امیدوارم بیشتر و بهتر شود.

۴- چند وقت پیش فرهاد فخر الدینی در مورد شهرام ناظری گفته بود که او خواندن با ارکستر را بلد نیست. آن موقع فکر می کردم که چرت می گوید چون زیاد کارش را قبول ندارم.

هفته پیش قسمتهایی از کار جدید گروه دستان با صدای ناظری را شنیدم. تا حالا ندیده بودم که ناظری اینقدر فالش بخواند . البته من در موسیقی صاحب نظر نیستم اما احساسم این بود. تا یک کار با تنظیم دقیق به میان می آید، انگار خواننده های سنتی، بعد از انقلابی مخصوصا، می روند لنگ بیاندازند.

۵- هفته پیش از رادیو فردا یکی از زیباترین های موزیک پاپ را دوباره شنیدم. سلطان قلبها با صدای افسانه ای عارف. با خودم گفتم که چرا موزیسین های ایران این آهنگ ها را دوباره باز سازی و تنظیم نمی کنند. تنظیم در آن زمان جایگاهی نداشته و بسیار ایستا بوده. هر ملودی ای که عارف میخواند ویولون مینوازد و بعد هم دوباره همان ملودی را بدون کوچکترین تغییری ویولون سل می نوازد. و دوباره از نو. کاش..............

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 20:0 توسط من |

با یکی از دوستان چند سال پیش بحث می کردیم در باره اسلام. تا اینکه گفت که

اسلام ز خود ندارد عیبی                هر عیب که دارد ز مسلمانی ماست

آن موقع حرف دیگری نداشتم که به او بگویم. اما به نظرم غیر منطقی می آمد.

این جمله بر یک پیش فرض استوار است و آن اینکه یک اسلامی وجود دارد که خارج از همه اسلام ها است و کامل است و سایر اسلام ها نشان ها و تصاویر ناقصی از آن هستند.

به نظر من چندان نمی تواند درست باشد این تصور. و سوال من اکنون این شده که آیا این تصور درست است و چنین اسلامی وجود دارد؟

اگر چنین باشد به دام همان اشتباهی خواهیم افتاد که افلاطون را دچار خود کرد و آن اینکه همه چیز های دنیا تصویری اند از خودهای واقی شان از عالمی برتر. چنین دروغی برای من قابل قبول نیست.

اسلام درست همان چیزی است که از ابتدای تاریخ آن به خورد مردم داده شده به انضمام تمام تصوراتی که تمامی انسانها از آن داشته اند و جملاتی از این دست تنها به درد توجیه رفتارهای بد و نادرست حاکمان می خورند.

فعلا تا بعد

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11:28 توسط من |

۱- امیدوارم که این بار بتوانم ادامه بدهم و مثل آن دفعه نشود

۲- بالاخره خودم را راضی کرده ام و از این بابت هم خوشحالم

۳- احساسات خوب است و احساساتی بودن هم. اما به همین صورت عقل هم خوب است گاهی اوقات. پس سعی در پل زدنی بین این دو است.

۴- دفتر خاطرات نوشتن هم خوب است اما رسانه اهمیت بیشتری دارد.

۵- جدی بودن مهم است اما غرق شدن در آن عواقب خیلی بدی دارد. پس شلنگ تخته ای بین جدی و طنز و هجو و هزل ام من.

۶- زبان فارسی را ارج بنهیم.

۷- هنر دغدغه اصلی است اما نمی توانم بقیه مسایل را هم فراموش کنم.

۸- و آخر اینکه فحش هم گاهی اوقات خوب و حتی زیباست.

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 11:10 توسط من |